افشای راز هولناک جسد تکه تکه شده در فشم

یک زن به طرز هولناکی شوهرش را بعد به قتل رساندن تکه تکه کرد و جسدش را در فشم رها کرد.

asdasd
کد خبر : ۲۲۴۹۵۱
لینک کوتاه کپی شد
0

به گزارش وقت صبح به نقل از انتخاب، راز این قتل چهارشنبه گذشته فاش شد؛ اما ماموران پلیس آگاهی از روز یکم دی ماه تحقیقات در مورد این پرونده را با پیدا شدن اولین قطعه بدن مقتول آغاز کردند. آن روز رهگذری که در حال قدم زدن کنار رودخانه فشم بود متوجه یک گونی شد که آنجا افتاده بود. او پس از باز کردن در گونی داخل آن ساق پای یک انسان را دید و با پلیس تماس گرفت.

 راز این قتل چهارشنبه گذشته فاش شد؛ اما ماموران پلیس آگاهی از روز یکم دی ماه تحقیقات در مورد این پرونده را با پیدا شدن اولین قطعه بدن مقتول آغاز کردند. آن روز رهگذری که در حال قدم زدن کنار رودخانه فشم بود متوجه یک گونی شد که آنجا افتاده بود. او پس از باز کردن در گونی داخل آن ساق پای یک انسان را دید و با پلیس تماس گرفت.

با حضور پلیس در محل تحقیقات جنایی آغاز و در بررسی‌های کارشناسان پزشکی قانونی مشخص شد، قطعه بدن کشف شده ساق پای یک مرد است که احتمالاً به قتل رسیده است. همچنین بررسی‌ها حکایت از آن داشت که صاحب پا بین ۴۰ تا ۴۵ سال سن داشت.

در حالی که تحقیقات جنایی در خصوص پای کشف شده ادامه داشت در روز چهارم دی در جای دیگری از فشم قطعه دیگری از بدن انسان پیدا شد. این بار ماموران با دستی روبه‌رو شدند که در کیسه پلاستیکی قرار داده شده بود. به همین دلیل دست هم برای تحقیقات به پزشکی قانونی فرستاده شد و تست دی‌ان‌ای ثابت کرد دست و پا متعلق به یک نفر است‌. به این ترتیب فرضیه قتل پررنگ‌تر شد. معاینات و آزمایش‌ها حکایت از آن داشت که قتل چند روز قبل از پیدا شدن اولین قطعه اتفاق افتاده است. پس از آن قاتل یا قاتلان برای از بین بردن سرنخ‌های احتمالی جسد مرد کشته شده را مثله کرده‌ و در جاهای مختلف انداخته‌اند.

در این زمان تحقیقات جنایی برای یافتن دیگر قطعات بدن مقتول و شناسایی خانواده و هویت مقتول متمرکز شد. ماموران برای ادامه تحقیقات سراغ پرونده‌های افراد مفقودشده رفتند و به پرونده‌ای برخوردند که خانواده‌ای اوایل دی ماه اعلام کرده بودند پسرشان ناپدید شده است. مشخصات فرد گم شده به نام کاوه که خانواده‌اش اعلام مفقودی کرده بودند با مشخصات صاحب دست و پای پیدا شده همخوانی داشت. بنابراین خانواده مورد تحقیق قرار گرفتند و گفتند: مدتی است که از پسرمان خبر نداریم. از همسرش سراغش را گرفتیم و عروس‌مان گفت پسرمان به خاطر درد کلیه در بیمارستان بستری است؛ اما اطلاعات بیشتری به ما نداد و نمی‌گوید او در کدام بیمارستان بستری است.

در پی به دست آمدن این نتایج ماموران پلیس سراغ مرد ۴۲ساله را از همسرش گرفتند که او به ماموران هم گفت شوهرش به خاطر درد کلیه در بیمارستان بستری است. به همین دلیل ماموران بیمارستان‌های مختلف را برای یافتن ردی از کاوه جست‌وجو کردند اما او را نیافتند. به همین دلیل بار دیگر سراغ همسر او رفتند و این بار زن جوان حرف خود را عوض کرد و گفت: کاوه در کار گنج‌یابی است. او از ۲۸ آذر با دوستاش رفته تا دنبال گنج بگردد و برای اینکه لو نرود و ردی از خود به جا نگذارند گوشی‌هایشان را با خود نمی‌برند. هر بار هم که برای این کار می‌روند معمولاً ۲۰ روز تا یک ماه طول می‌کشد.

از طرفی با تست دی‌ان‌ای انجام شده از پدر و مادر و فرزندان مرد مفقود شده مشخص شد دست و پای کشف شده متعلق به کاوه است. در ادامه دختران مرد مفقود شده که ۹ و ۱۳ سال دارند از سرنوشت پدرشان اظهار بی‌اطلاعی کردند.

در بخش دیگری از تحقیقات مشخص شد مرد ۴۳ساله کفش‌فروشی دارد و مغازه‌اش اجاره‌ای است. در ادامه کارآگاهان به همسر ۳۸ساله مقتول مشکوک شدند و پی بردند او با شوهرش اختلافات زیادی داشت.

سرانجام این زن چهارشنبه گذشته به قتل شوهرش اعتراف کرد و گفت: به خاطر اختلاف زیاد دست به قتل زدم. شوهرم خیلی بداخلاق بود و مرا کتک می‌زد، به مواد مخدر هم اعتیاد داشت.

این زن در مورد شب قتل نیز گفت: حادثه در ۲۸ آذر اتفاق افتاد. دعوایمان شده بود. وقتی شوهرم به اتاق آمد، در حالی که حواسش نبود بند یکی از مانتوهایم را دور گردنش پیچیدم و خفه‌اش کردم.

او در پاسخ به سوال ماموران در مورد توان بدنی‌اش هم توضیح داد: شوهرم اعتیاد داشت و من ورزشکار و کوهنورد هستم به همین خاطر دستان قوی‌ای دارم. بعد از قتل به بچه‌ها چیزی نگفتم. آنها را به خانه یکی از اقوام بردم. بعد هم کیسه و گونی تهیه کردم و بدنش را تکه‌تکه کردم، بعد کیسه‌ها را در ال‌نودم گذاشتم و سمت فشم رفتم. گونی‌ها را کنار رودخانه و محل‌های دیگر گذاشتم.

در ادامه زن متهم به همسرکشی محلی را به ماموران نشان داد که قسمتی بزرگ از اعضای بدن همسرش را در آن قرار داده بود.

این زن در مورد زندگی خود نیز گفت: من زندگی خوبی نداشتم، بچه که بودم مادرم فوت کرد و با نامادری بزرگ شدم. در سن کم ازدواج کردم. ناچار بودم زودتر از خانه پدرم بروم اما شوهرم را دوست نداشتم و دچار اختلاف شدیم تا جایی که دست به قتل زدم.

در حال حاضر این زن در بازداشت است تا دیگر ابعاد این قتل روشن شود.

 

۰
ارسال نظر